توسعه استانداردهای اعتباربخشی متناسب با انواع بیمارستانها؛ راهکاری برای ارتقای کیفیت خدمات سلامت
تفاوتهای ساختاری و مأموریتی میان بیمارستانهای کوچک، تکتخصصی و بیمارستانهای عمومی بزرگ، در سالهای اخیر به یکی از موضوعات مورد توجه پژوهشگران حوزه مدیریت خدمات سلامت تبدیل شده است. موضوعی که میتواند در طراحی سیاستها و ابزارهای ارزیابی کیفیت خدمات درمانی نقش تعیینکنندهای داشته باشد.
در همین راستا، نتایج یک پژوهش دانشگاهی نشان میدهد که بازنگری در برخی محورهای نظام اعتباربخشی و توجه بیشتر به ویژگیهای انواع بیمارستانها، میتواند به ارزیابی واقعبینانهتر عملکرد مراکز درمانی و ارتقای کیفیت خدمات سلامت منجر شود.
پژوهشی با عنوان "توسعه محورهای استانداردهای اعتباربخشی برای انواع بیمارستانهای ایران" که در قالب رساله دکترای مدیریت خدمات درمانی توسط علی غفاریان، با راهنمایی دکتر مسعود فردوسی و مشاوره دکتر اعظم چراغی انجام شده است، به بررسی این موضوع پرداخته و یافتههای آن در نشست خبری دفتر ترجمان و تبادل دانش ارائه شده است.
دکتر مسعود فردوسی، عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، در گفتوگو با خبرنگار گروه ترجمان دانش معاونت تحقیقات و فناوری دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، ضمن تشریح نتایج این پژوهش، به ضرورت توجه بیشتر به تفاوتهای ساختاری بیمارستانهای کشور در فرآیند اعتباربخشی اشاره کرد.
وی با بیان اینکه ایده اولیه این پژوهش از مشاهدات میدانی در بیمارستانهای کوچک شکل گرفت، گفت: در بازدید از برخی بیمارستانهای شهرستانی مشاهده کردیم که مدیران مراکز درمانی اقدامات ارزشمندی در حوزههای مدیریتی، تجهیزاتی و پشتیبانی انجام دادهاند، اما در برخی موارد بخشهای بالینی و بستری به دلیل محدودیت منابع یا کاهش حجم خدمات، کوچک و در یکدیگر ادغام شدهاند.
فردوسی افزود: این مشاهدات این پرسش را مطرح کرد که آیا مسیر توسعهای که برای همه بیمارستانها ترسیم شده، متناسب با مأموریت و ظرفیت واقعی آنهاست یا خیر. به عبارت دیگر، آیا اجرای مجموعهای یکسان از استانداردهای اعتباربخشی برای تمامی بیمارستانها، بهترین شیوه ارزیابی کیفیت خدمات درمانی محسوب میشود؟
وی تأکید کرد که هدف این بحث، زیر سؤال بردن اهمیت اعتباربخشی نیست؛ چرا که اعتباربخشی طی سالهای گذشته به یکی از مهمترین ابزارهای ارتقای کیفیت خدمات سلامت در کشور تبدیل شده و نقش مهمی در بهبود فرآیندها، افزایش ایمنی بیماران و ارتقای پاسخگویی سازمانی داشته است.
این عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان ادامه داد: استانداردهای مشترک مزایای قابل توجهی دارند. امکان مقایسه عملکرد بیمارستانها، تسهیل فرآیندهای نظارتی و ایجاد چارچوبی واحد برای ارزیابی کیفیت از جمله مزیتهای این رویکرد است. با این حال، تفاوتهای موجود میان انواع بیمارستانها نیز باید مورد توجه قرار گیرد.
فردوسی خاطرنشان کرد: در چنین شرایطی ممکن است برخی سنجهها و الزامات اعتباربخشی برای همه بیمارستانها به یک اندازه کاربرد نداشته باشد. از این رو، طراحی محورهای اختصاصی برای انواع بیمارستانها میتواند ضمن حفظ استانداردهای کیفیت، ارزیابی دقیقتر و متناسبتری را فراهم کند.
وی در ادامه به بررسی تجربه سایر کشورها در این زمینه اشاره کرد و گفت: مطالعات انجامشده در این پژوهش نشان داد که در برخی کشورها از جمله هند و تایلند، نقش و جایگاه بیمارستانهای کوچک بهصورت مشخص تعریف شده است. در این نظامها، انتظارها از بیمارستانهای کوچک بر اساس ظرفیتها و مأموریتهای آنها تنظیم میشود و ارزیابی عملکرد نیز متناسب با همین نقش صورت میگیرد.
به گفته فردوسی، بسیاری از نظامهای سلامت تلاش میکنند میان الزامات کیفیت و واقعیتهای اجرایی مراکز درمانی توازن برقرار کنند تا بیمارستانها بتوانند تمرکز بیشتری بر مأموریت اصلی خود یعنی ارائه خدمات درمانی مؤثر و ایمن داشته باشند.
وی همچنین در پایان، با اشاره به روند تکامل نظام اعتباربخشی در کشور اظهار کرد: خوشبختانه در نسخه پنجم اعتباربخشی بیمارستانی، وزارت بهداشت نیز گامهایی در این مسیر برداشته است و برخی سنجهها برای گروهی از بیمارستانها بهعنوان موارد غیرقابل ارزیابی در نظر گرفته شدهاند تا از تحمیل الزامات غیرضروری جلوگیری شود.